المحقق الأردبيلي
180
اصول دين ( فارسى )
در حقّ او احتمال داشته باشد . ديگر آنكه در قرآن و احاديث دالّ بر اين بسيار است مثل قوله تعالى : مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ « 1 » يعنى : گفت آدمى كه زنده خواهد كرد آن استخوانهاى پوسيدهء ريزهريزه شدهء مرا ؟ بگو اى محمد ! كه : زنده خواهد كرد آن استخوانها را آنكه آفريده و پيدا كرده اول بار ، و آنكس ، به همهء آفريدنيها داناست . و ديگر مىفرمايد كه : كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ « 2 » ؛ يعنى : « چنان كه اوّل آفريديم باز خواهيم زنده كرد و حيات بخشيد ، بعد از آنكه معدوم و نابود شده باشد » . و امثال اين آيات بسيار است و اخبار بىشمار و دليل عقلى نيز بر اين قايم است و دليل آن است كه خداى تعالى تكليف فرموده و وعدهء ثواب و وعيد عقاب كرده و اينها در دنيا نمىباشد و در اين نشئه ؛ پس در آخرت و نشئهء ديگر باشد ؛ چه خلف وعده بر خداى تعالى روا نيست چنان كه دانستى . مجملا ، كسى كه جايز مىداند كه اوّلا كسى تواند بود كه آفريده شود ، جايزش مىبايد دانست به طريق اولى كه اعاده شود ؛ چه اعاده آسانتر است از ابتداى خلقى كه هيچ نبوده . و مسأله
--> ( 1 ) . سورهء يس ( 36 ) : 78 . ( 2 ) . سورهء انبياء ( 21 ) : 104 .